محمد على آزاد كشميرى

362

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

24 ) مولانا السيد على بن محمد على بن ابى المعالى الصغير بن ابى المعالى الكبير الحسنى الحسينى الطباطبائى الحائرى [ 1161 - 1231 ه . ق ] : « 1 » نسب اشرفش از طرف پدر به ابراهيم طباطبا كه از فرزندان حسن مثنى بود و از جانب مادر به فاطمه بنت سيد الشهداء - عليه السلام - مىرسد . والد نامدارش سيد محمد على معروف به آقا سيد بود و خواهر آقا باقر بهبهانى را به عقد خود داشت كه مادر جناب ممدوح است . و جد آقا سيد ، فاضل خبير ، امير ابو المعالى ملقب به كبير كه داماد ملا صالح مازندرانى بود سه پسر داشت ، سوم ايشان ابو المعالى صغير كه ملقب به كوچك بود والد آقا سيد بود ، و يك دختر كه در حبالهء ملا رفيع جيلانى مشهدى بود . بالجمله چون مادر آقا باقر - طاب ثراه - نيز دختر ملا نور الدّين بن ملا صالح مازندرانى بود و مادر ملا نور الدّين و نيز مادر ابو المعالى دختر ملا محمد تقى مجلسى بود ، به هر دو وجه ، نسب صاحب ترجمه از جانب مادر به ملا محمد تقى مجلسى مىرسد و به همين وجه در تصانيف خود تعبير از او به لفظ « جد » نموده . و نيز از جملهء مدارج قرب و اختصاصش به جناب آقا باقر آن است كه صبيهء آن جناب را در عقد تزويج خود داشت . و از جناب آقا و ديگر علماى كبار اجازهء روايت احاديث دارد . سيد عبد اللطيف خان شوشترى در تحفة العالم به تقريب ذكر علماى عراق آورده : « ديگر فاضل علامهء عالىشان مير سيد على مشهور به « كوچك » كه صيت فضيلتش در صماخ « 2 » فلك كج‌بين و ساحت غبراى « 3 » زمين پيچيده ، مستغنى از اظهار است . شرحى مبسوط بر مختصر النافع دارد ، به طمطراق نوشته است كه مقدار فضل او از آن ظاهر و هويدا است . به تدريس آن مشغول بود . گاهگاهى من هم حاضر بودم و مىشنيدم . دقت بسيارى فرموده ، اصل و مأخذ مسايل را نوشته ، به موقع خود بىنظير است ، و از عزلت‌گزينان و خلوت‌طلبان است » . و صاحب منتهى المقال بعد توصيف آن جناب آورده كه : « ولادت شريفش در مشهد كاظمين به تاريخ دوازدهم ربيع الاول سنهء احدى و ستين و الف و مائة ( 1161 ) اتفاق افتاد . در ابتداى حال به خدمت آقا محمد على ولد آقا باقر بهبهانى اشتغال به تحصيل مىنمود . پس با تلامذه‌اش كه در عمر بزرگتر و در تحصيل قديم‌تر از آن جناب به مدت بسيار بودند شريك درس شد و در اندك زمانى بر همهء ايشان سبقت و تفوق يافت و ترقى حاصل كرد و به خدمت خال خود آقا باقر - طاب ثراه - به تحصيل علم پرداخت ، و به مدت قليلى به تصنيف و تدريس مشغول شد » .

--> ( 1 ) - تحفة العالم ، ص 186 ، منتهى المقال . ( 2 ) . صماخ - گوش ، سوراخ گوش . ( 3 ) - غبرا - خاك‌آلود .